قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3237
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و پنجاه و سيم از رحلت خير البشر « 1 » در اوايل اين سال زين الدّين على كوچك ، نايب قطب الدّين مودود ، بهواسطهء پيرى و ضعف بصر ترك مهمات ديوانى كرده در مدينهء اربل ، كه هميشه فرزندان او در آنجا مىبودند ، توطّن اختيار نمود و باقى ولايات كه در تصرّف او بودند مثل شهرزور و سنجار و هكّاريه « 2 » و عماديّه « 3 » و تكريت و حمديّه « 4 » بالتّمام به تصرّف قطب الدّين گذاشت . زين الدّين على مذكور در زمان خود از جميع اقران و امثال خود در اخلاق حميده ، سيّما شجاعت و سخاوت ممتاز بود و در مدّت عمر خود در هيچ معركه هزيمت نيافته بود و در سخاوت مرتبهاى داشت كه يكى از شعرايى ، كه مشهور به حيص بيص بود ، در مدح او قصيدهاى گفت . چون به عرض او رسانيدند ، وى فرمود كه « من نمىدانم او چه مىگويد ، ليكن اينقدر مىدانم كه غرض او طلب چيزى است . » بعد از آن فرمود كه پنجهزار دينار و اسب و خلعت به وى دادند . و از جمله وقايع اين سال آنكه ميانهء پهلوان بن ايلدگز و آقسنقر احمد يلى ، صاحب مراغه ، محاربه واقع شد ؛ بهواسطهء آنكه احمد تكين آقسنقر را داعيهء آن شد كه در عراقين خطبه به نام پسر سلطان محمّد ملكشاه ، كه درپيش او بود ، خوانده شود و در اين باب معتمدان خود را به بغداد فرستاده مال بسيار قبول كرد . و اعيان دولت خليفه مستنجد باللّه را به تحف و هدايا با خود متّفق گردانيد . و چون اين خبر شايع شد و امير ايلدگز و ارسلانشاه بر ارادهء او اطّلاع
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحيّة من الملك الاكبر . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى 1 ، صفحهء 2870 كتاب . ( 3 ) . قلعهء مستحكمى در شمال موصل كه عماد الدّين زنگى در 537 ه . ق آن را بنا كرد . پيش از آن قلعهاى در آن مكان قرار داشت كه به اكراد تعلق داشت و به آشب ناميده مىشد . ( 4 ) . شايد عقر حميديه ، قلعهاى در جبال موصل در سمت شرق موصل .